حی علی العزا
از عرش، از میان حسینیه خدا
آمد صدای ناله «حی علی العزاء»
جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد
گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا
جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت:
«یا رب اجازه هست، شوم فرش این عزا»
آدم زجنت آمد و ناله کنان نشست
در بزم استجابت بی قید هر دعا
او که هزار بار به گریه نشسته بود
یک یا حسین گفت و همان لحظه شد به پا
آری تمام رحمت خود را خدا گرفت
گسترد بر مُحرم و این اشک و گریه ها
آنگاه گفت روضه بخوان «ایها الرسول»
جانم فدای تشنه لب دشت کربلا
روضه تمام گشت ولی مادری هنوز
آید صدای گریه اش از بین روضه ها
* رحمان نوازنی
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰ ساعت 16:39 توسط مجید عباسقلی
|
زیر خاکستر ذهنم باقی ست